خانه / ads / ولنتاین رسید

ولنتاین رسید

ولنتاین رسید
جوان تر که بودم فکر می کردم این روزها و مناسبت ها شو است، ژست و فیگور. خنده بازاری است برای سرکار گذاشتن خلایق. بهانه ای برای فروش کالا و کاسبی.
جوراب و زیرپیراهن برای روز پدر. جارو برقی و قابلمه برای روز مادر. قاب های عکس و خودنویس برای روز معلم. قلب های قرمز و خرس عروسکی برای ولنتاین …

گذر زمان به آدم یاد می دهد که با احتیاط قضاوت کند. که قضاوت نکند.

حالا در میانسالی فکر می کنم چقدر این بهانه ها خوب است حتی اگر شو و ژست و فیگور و خنده بازار و کاسبی باشد.

در جامعه ای که به شدت محتاج لبخند و آرامش است از هر بهانه ای برای دوست داشتن و مهر پراکندن باید استفاده کرد.

در جامعه ای که برخی مدیران متظاهر و متملق اش بنز سوار می شوند، در خانه جکوزی دارند، سینمای خانگی نگاه می کنند و بچه هایشان را برای تحصیل به خارج می فرستند و داروهایشان هم از آنجا می آید اما پشت تریبون ها به غرب فحش می دهند باید طبیعی باشد که بخشنامه صادر کنند که از تولید و توزیع و فروش قلب و نیم قلب و خرس عروسکی و کارت تبریک ولنتاین جلوگیری شود

لابد صرفاً برای رضای خدا!..
خدا آن بالا نشسته و تنها نگرانی اش این است که نکند یک وقت در ایران کسی خرس عروسکی بخرد و بدهد دست ساقی سیم ساقی!
خوش به حالت خدا چه دلنگرانی هایی داری!!!!

ایمان ندارم که با گرامیداشت پرشکوه ولنتاین جرم و جنایت در کشور فروکش کند
هوای اهواز پر از عطر و شکوفه شود
بچه های سیستان و بلوچستان نان و گرسنگی نخورند
یا کول برهای کُرد زیر بهمن یخ نزنند.

اما اعتقاد دارم که با سختگیری هایی از این دست اگر چیزی درست می شد، رنگ پاشیدن به زنان و توهین به مردان آستین کوتاه پوش و تیغ زدن موی سر پسران زلف بر باد داده تا حالا کاری از پیش می بُرد

خلایق یاد گرفته اند مثل خیزران در برابر این طوفان های بخشنامه ای خم شوند تا تیزی و تلخی اش بگذرد.
بعد می روند و نان و ماست شان را می خورند.
مانتوی رنگی می پوشند و ساپورت را هم به آن می افزایند.
زلف هم بر باد می دهند و زیر ابرو هم برمی دارند

ولنتاین یا سپندارمذگان، شنبه یا آغازین روز هفته، فوریه یا بهمن..

هر روز و هر لحظه تان پر از آرامش…پر از لبخند .

برای کسانی که دوست دارید هدیه ای بخرید.
دست تان اگر به دامن اش نمی رسد زنگی بزنید.
پیامکی بفرستید. لبخندی ..
تکه شعری.

حتی برای او که می گوید “برای من یکی مهم نیست”.
بدانید که ته دلش برایش مهم است.

مهربانی کنید که دیر یا زود، سیر یا گرسنه، رها یا آزاد این روزگار نیز می گذرد.

پیر می شویم. خاک می شویم و خاکسترمان می افتد دست باد بازیگوش.

#احسان_محمدی

همچنین ببینید

از قدیم رسم بود

از قدیم رسم بود? که اگر ستاره دنباله دار دیدی آرزو کنی… اگر قاصدک دیدی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *